قالب وردپرس خرید قالب وردپرس فروشگاه قالب وردپرس قالب تفریحی وردپرس
امروز : سه شنبه ۱۳۹۶/۰۷/۲۵ می باشد.

دانلود رمـــــان ایرانی

دانلود رمان روزی رویایی برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

خلاصه داستان :

داستان در مورد دختری به اسم بهار ستوده است …دختری ته تغاری که عزیز خانواده است و پدرش بهرام ستوده

بهار ستوده برای کار به شرکتی میرود که رئیسش آراد رستگار است که در حال حاضر دارد با ورشکستی شرکتش دست و پنجه نرم میکند

این دو در مسیر هم قرار میگیرند و بقیه ی ماجرا

قسمتی از داستان :

صدای بوق ماشین ها بلند شده بود.
خب منم مثل شما گیر کردم دیگه!حدود ده دقیقه‌ای بود تو ترافیک گیر کرده بودم، وای خدا خیلی دیرم شده.

نگاهی به ساعت مچی‌ام کردم،ساعت هفت بود.با کلافگی شیشه ماشین رو پایین کشیدم، باد شدیدی که به صورتم

می‌خورد حس زیبایی داشت.
با صدای بوق ماشینای عقب به خودم اومدم، اوه ترافیک تموم شده.پامو روی پدال گاز فشردم و با سرعت رانندگی کردم.

به آدرس نگاه کردم؛ بالاخره رسیدم، ماشین رو جلوی یه ساختمان بزرگ پارک کردم، دکمه آسانسور رو زدم تا بالا بیاد.
نگاهی به در ورودی شرکت انداختم و اسمش رو زیر لب زمزمه کردم، پس از در زدن وارد شدم.خانمی پشت میز

نشسته بود که حدس میزدم منشی باشه،با قدم های استوار به سمتش رفتم.

-سلام
سرشو بلند کرد،جون چه خوشگل بود،دختر تقریبا بیست و شش ساله و لاغر بود.با لبخندی گرم جواب سلامم رو داد:
-سلام،کمکی از دستم بر میاد؟
-من برای استخدام اومدم.
-وای بد شد آقای مهندس جلسه تشریف دارن.
-جانم؟ولی من دیروز اومدم بهم گفتن امروز بیا!
-آهان پس روی یه صندلی بشینید تا مطلعتون کنم.
با فشردن یه دکمه فکر کنم به رئیس وصل شد.
با کلافگی رو یه صندلی نشستم، تا منشی بهم خبر بده خودم رو با گوشیم سرگرم کردم.با صدای منشی گوشیمو قفل کردم.
-لطفا این فرم رو پر کنید.

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 

 

 

َ

  

 

 

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در این سایت نیست از طریق قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهد

 

 

 

 

 

♥️  سـایت رمــــان چـی  ♥️

 

 

 

 

♥️   سایت رمــــان پلاس  ♥️

 

 

 

ارسال نظرات

پاسخی بگذارید

آخرین مطالب

\