بوستان رمان

رمان غم نبودت

 

 

دانلودرمان غم نبودت نوشته سحربانو69 کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه_غزل دختری بسیار مهربون و احساساتیه که عشق امیر علی و تو دلش داره..هردوشون به هم علاقه دارن و این محبت نه به زبون بلکه با دل و نگاهشونه..یک روز قبل از اینکه امیر علی و غزل به هم از علاقشون بگن توکا از غزل می خواد که…

بعداز من اگر روزی بغض گلویت را فشرد

پای احساست اگر بر سنگ خورد

یا اگر یک روز دستان تو هم

گرمی دست کسی را در میان خود ندید

و ندر ان هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک چیزی را نمیداد گذر

یادی از این عاشق افسرده کن

بعد از من روزی اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت..

در نگاه او اگر برق نیاز بود و پایش پینه بود..

یادی از این خسته دلمرده کن..

روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ

یا اگر گل پژمرده ای دیدی به خاک..بلبل افسرده ای دیدی به شاخ

یادی از این شاعر پژمرده کن

گر شبی تنها شدی در خلوتی

یافتی از بهر گریه مهلتی

لیک اشکی گونه ات را تر نکرد

درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد

روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی

یادی از من کن که دیگر نیستم…



برچسب ها
X بستن
X بستن