بوستان زندگی

بهمن ۱۳۹۴ - بوستان رمان

 

 

دانلودرمان وقتی پدرم عاشق شد*الف* کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه

ایرج مرد خانواده است . مردی که دنیاش رو از یک چهارچوب خاص میبینه . چهارچوبی از افکار و باورهای خودش که شدیدا به درستیشون اعتقاد داره .ایرج یک مرد پا به سن گذاشته ی شدیدا سنتی و تا حدودی مذهبیه . یک اتفاق و یک دیدار زندگیش رو دستخوش تغییری شگرف میکنه. ایرج عاشق میشه!! و حالا اینکه این عشق چگونه زندگی خودش و اطرافیانش رو تغییر میده باید دید.

مقدمه:
دل استــ دیگر خسته میشود …
بی حوصله میشــود …
از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ
از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح
از کلماتــــی که رابـــطه ها را به گند میکشـــد
 

 

 

دانلودرمان غم نبودت نوشته سحربانو69 کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه_غزل دختری بسیار مهربون و احساساتیه که عشق امیر علی و تو دلش داره..هردوشون به هم علاقه دارن و این محبت نه به زبون بلکه با دل و نگاهشونه..یک روز قبل از اینکه امیر علی و غزل به هم از علاقشون بگن توکا از غزل می خواد که…

بعداز من اگر روزی بغض گلویت را فشرد

پای احساست اگر بر سنگ خورد

یا اگر یک روز دستان تو هم

گرمی دست کسی را در میان خود ندید

و ندر ان هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک چیزی را نمیداد گذر

یادی از این عاشق افسرده کن

بعد از من روزی اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت..

در نگاه او اگر برق نیاز بود و پایش پینه بود..

یادی از این خسته دلمرده کن..

روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ

یا اگر گل پژمرده ای دیدی به خاک..بلبل افسرده ای دیدی به شاخ

یادی از این شاعر پژمرده کن

گر شبی تنها شدی در خلوتی

یافتی از بهر گریه مهلتی

لیک اشکی گونه ات را تر نکرد

درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد

روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی

یادی از من کن که دیگر نیستم…

 

 

دانلودرمان نبض تپنده نوشته  miss.no1.2004 کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :از زبان نویسنده:

داستان « نبض تپنده » اونجور که خودم طعمشو مزه کردم ، یه رمان گسه . نه مملو از حلاوت یا به نوعی باقلوا و نه سراسر تلخ مثل یه فنجون قهوه . یه رمان با دو مزه تلخ و شیرین که تلخیش ته گلو رو غلغلک میده و شیرینیش نوک زبون و حس گسش پرزهای زبون رو به بازی میگیره .

خلاصه خاصی نداره فقط در این حد که شراره دختری خود ساخته ست که تو مرحله ای از زندگی دچار حسی شدید به اسم حقارت میشه . و تو مرحله ای دیگه سعی میکنه زخمهای اون حس رو ترمیم کنه . مردی به ظاهر متدین و معتمد ، زندگی اونو برای منافع دنیوی خودش به بازی میگره و افسار سرنوشتش رو به دست ، شراره سعی میکنه خودش رو از سردی اون حس حقارت نجات بده و برسونه به یه زندگی ایده آل که افسارش جز خدا دست کسی نباشه . چیزایی این میون از دست میده که برگشتنی نیست ولی در عوض تجاربی جدید پیدا میکنه که تو مرحله اول زندگیش قابل دستیابی نبود…

 

 

دانلودرمان ثروت عشق نوشته  a good girl کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه داستان: داستان درباره ی دختریه که از بچگیش، به دلیل فقر مادی، دزدی و جیب بری میکرده. اون همراه برادر بزرگترش زندگی میکنه و نامزد هم داره. اما درگیر عشق با پسری پلیس میشود، و حوادث هیجان انگیز و تکان دهنده ای که برایش پیش می آید، داستان رمان را تشکیل میدهد. 

 

 

 

دانلودرمان پریای من نوشته pani.moghaddam کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :پریا…یک دختر معمولی هست که وارد مسئله ای میشه که نباید بشه..با ادم هایی اشنا میشه که زیاد با اونها بودن خوشایند نیست..ولی این وسط اتفاقای خوب خوبی میوفته..

به نام مهربانترین

مقدمه:

تو مرا یاد کنی یا نکنی

باورت گر شود،گر نشود

حرفی نیست؛

اما …

نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست

سهراب سپهری

 

 

دانلودرمان حس مات نوشته دل آرا دشت بهشت کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

 خلاصه :

قراره چند ماه از زندگی یاقوت رو همراهش باشیم. چند ماه سرنوشت ساز!

یاقوت یه دختر 25 ساله اس که قبل از این فقط به فکر خودش بود و چشمش رو روی همه ی حقیقت های تلخ زندگیش بسته بود اما یه تلنگر خیلی کوچیک باعث شد دقیق تر به اطرافش نگاه کنه.

بهتر خواهر ها و پدرش رو ببینه. تلخ ترین قسمت از زندگیش توی این رمان اتفاق می افته. اما خدا همیشه درهای رحمتش به روی بنده هاش بازه.

یه پل نجاتی هست …. کسی که همیشه تکیه گاه بوده…

 

 

 

دانلودرمان پوکر نوشته Havva7 کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :داستان قصه ی یه دختر معمولی خیلی خیلی معمولی به اسم هما است که فکر میکنه داره با ورق بازی میکنه اما نمی دونه این ورق قراره بشه ورقه ی سرنوشتش …

گفتند حکم ؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم

قرار شد حکم آفتابگردان باشد / تمام سر ها دست خورشید بود

زمین دست از ما گرفت … دو به دو / دل دادیم…

آسمان ، آس ِ /مان را برید

دو به / تک … باختیم

بازی روبروی چشم های تو /عاقبت ندارد

"هومن شریفی"

هر چی می گردم نیست . نیست که نیست . مثل من که این روزها دیگه نیستم . وای میستم میون اتاق و آشفتگی هاش , میون آشفتگی هام شاید راحتتر بتونم همه چیز رو ببینم . اما فایده ای نداره . نگاهم میفته به بی بی که شاید شبیه به منه . به شاه که شاید شبیه به اونه . اما نه بین باقی ورق ها نه بین کتابهام نه توی قفسه ها هیچ جا نمی تونم آس دل رو پیدا کنم . انگار آسَم گم شده . یا شاید هم جایی جا گذاشتمش . به جای اتاق توی خودم و خاطراتم می گردم شاید این دل لعنتی پیدا شد . شاید …

 

 

 

دانلود رمان هراشتباهی عشق نیست نوشته س اکبری کاربرانجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :این رمان قصد داره تفاوت عشق و هوس رو به تصویر بکشه.

رمان از زندگی دختری به نام آنیتسا … یه دختر نوجوون شروع میشه.

که زیاد غم و شادی روزگار رو نچشیده … توی خانواده مرفه بزرگ شده مادری دیندار و پدری با طرز فکر متفاوت …

و درگیر تعصب خونواده میشه که به دلائلی می خوان آنیتسا ازدواج کنه.

آنی از خونه فرار می کنه ولی از اونجائی که به سختی عادت نداره دیری نمی گذره که بر می گرده و تن می ده به خواسته خانوادش … ولی …

 

 

 

دانلود رمان نودهشتیا ودلبستگی نوشته بیتا تقوی کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه:

ماجرا از وقتی شروع شد که با سایت نودهشتیا آشنا شدم…از اون جایی که شیفته ی یه رمان نویس معروف تو نودهشتیا شدم…از جایی که یه اتفاق ناگهانی من رو به نوشتن یه رمان ترغیب کرد و…می خوام براتون از پشت مانیتور ها بگم از زندگی های ساده و معمولی اما پر حادثه…میخوام از تصادفی پیش بینی نشده ای بگم که من رو با رویاهام رو به رو کرد…

 

 

 

دانلود رمان منی دیگر نوشته red_rose کاربر انجمن نودهشتیا برای 

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

  خلاصه ی داستان:

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود دختری بود، چش عسلی، پیرهن پری

ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت

زندگیش قشنگ نبود

میون باغ دلش، گل های رنگارنگ نبود

پدرش پدر نبود

سهمش از زندگی جز ، روزای دربه در نبود

روزی از همین روزا

روزای خوب خدا

یکی اومد، در خونشون رو زد

درو وا کرد و نگاهش، به ته کوچه رسید

خود خوشبختی رو دید

گل حسرت تو دلش خشکید و خشکید…

 

 

 

دانلودرمان نطفه نوشته گل رزقرمز۷۱ کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :دختر رمان ما خیلی زیباست زیبایش تو شهرشون تکه ، هم پدر داره هم مادر اما هردوشون معتادن و اونو مجبور به ازدواج با یه مواد فروش میکنند و این تازه اول مشکلاتشه…

 

 

 

دانلود رمان ورطه نوشته  ارغوان۱۳۶۷ کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاضه :زرین که با اجبار و به خاطر حفظ حرمتها با یه مرد معتاد ازدواج میکنه و میشه یک زن… یک مادر… یک معتاد… یک مادرِ معتاد! اون هم به تشویق پدر معتاد بچه ش… کشمکش ها و درگیریهایی برای نجات خودش از این وَرطه پیش رو داره در حالیکه… 

 

 

 

دانلودرمان خالکوبی نوشته  shadow_das کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :داستان خالکوبی…..، داستان یه زندگی ساده س…. یه آدم ساده… همه چیز، ساده…..

و قرار بود که این سادگی تا انتها ادمه داشته باشه، قرار بود که آدم قصه، زندگی رو، همون جوری که براش گفتن… همون جوری که نسل به نسل بهش رسیده، ساده زندگی کنه……..

اما نشد…..

زندگی سخت شد……

پیچیده شد…….!

دور افتاد از ساده بودن….

و پیچیده شد…..!

می خواست که بمونه، می خواست که صبـــــر کنه، می خواست که همه چیزو دو دستی نگه داره……، اما نشد………………

آدم ، آدم پیچیده ای نیست…، اما همونی که از تاریکی خارج می کنه و به نور می بره، همون هم توی نور و روشنایی، نگهش می داره……

 

 

 

دانلودرمان لالایی بیداری نوشته aram-anid کاربر انجمن نودهشتیا برای 

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه داستان:

داستان در مورد یه دختره شایدم بیشتر از یه دختر یه خانواده یا یه محله ( سیاهی لشگر زیاد داره ).

خونه ی این دختر تو طرح شهرداری برای ساخت بزرگراه قرار می گیره و در نتیجه کل محل باید اونجا رو تخلیه کنن. اما بعد این همه سال مثل یه خانواده شدن. اونقدر نزدیک که دور بودنشون از هم سخته. و این میشه که تصمیم می گیرن با پول فروش خونه یه آپارتمان 10 واحدی چند محله بالاتر بگیرن که همه بتونن با هم باشن و باز هم همسایه و داستان از این خونه شروع میشه از یه واحد خالی مونده که یه همسایه جدید واردش میشه….

 

 

دانلودرمان عشق به شرط ترس نوشته fatemeh . R و فائزه 2 کاربران انجمن ایران رمان

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه : 

همه از حیات برخاستند

من از نیستی امده ام

اغاز من خیلی بعدتر از پایان بود

ماه بود و اتش

ضجه های زنی خاموش بود وقتی من امدم

ماه بود و اتش

سرد سرد بود وقتی من امدم

با پایانش اغازی نو برایم رقم زد

ماه بود و اتش

از اغوش مرگ امدم

از درون مرگ

 

 

 

دانلودرمان دژکوب نوشته مدیاخانوم کاربرانجمن نودهشتیا برای 

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه:

بهراد ، مرد زخم دیده ایست که فقط به حرمت یک قسم آتش انتقام را روز به روز در سینه بیشتر و فروزان تر میکند.. سرنوشت او را تا لبه ی پرتگاهی پیش میبرد که در آن سوی آن چیزی جز تاریکی نیست..

بی آنکه بداند این بار تاریکی همان روشنایی صبح زندگی اش بوده که حالا جای به شب داده..

 

 

 

دانلودرمان تک واژه عشق نوشتهآانالی14 کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه

داستان از زبان دو شخصیت اصلی(آنالیا وتیام)روایت میشه…آنالیا یه دختر شروشیطونه البته با قلبی شکسته وخاطری ازرده از شکنجه های روزگار…..خانوادش به خاطر بیماری مادرش به المان عزیمت می کنند واین دختر تک وتنها توی تهران زندگی می کنه….در طی اتفاقی غیر مترقبه پدر انالیا تصمیم می گیره تابرای حفظ امنیت هرچه بیشتر تک دخترش از پسر یکی از صمیمی ترین وفابریک ترین دوستاش که اعتماد زیادی هم بهش داره تقاضا کنه که مواظب دخترش باشند…در حالی که پسر قصه ما از نزدیک شدن به دخترا خودداری می کنه…این دختر با بقیه کامل متضاده…و همین اتفاقات باعث میشه تا فیتیله هرچند اندک عشق جرقه بزنه واتیشی شعله ور بین این دو به وجود بیاد

 

 

 

دانلودرمان تلنگر نوشته شیوابادی کاربرانجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت،آیفون ،آیپد

خلاصه :شاید این تلنگر واجب بود.. شاید باید بیشتر اطرافمو میدیدم.. با چشم باز….

شایدم این اتفاق به خاطر شروع بدمون بود..شروعی که با دادگاه و بیمارستان و دعوا شروع شد..بد شروع کردیم.. کاش خوب تمومش کنیم.

دلواپسم.. به خاطر مردی که روزی آینده امو تباه کرد.. شایدم خودم مقصر بودم .. غرور زیاد و لج بازی بیش از حد…

شایدم تقدیرم این بوده و من زیادی منفی بین هستم..اگر با لجبازی روزمونو شب نمیکردیم ، این آینده ی سیاه تقدیرم نبود..کاش خدا یه فرصت دیگه

بهم بده.. فقط یه فرصت…

 

 

 

دانلودرمان اسیردرون نوشته خانومی کاربرانجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه : سونیا صدف تبار ، کارگزار بورس اوراق بهادار است ،او در انجام وظایفش بسیار مقرراتی عمل میکند اما پیشنهاد کاوه معماران ، دردسر عظیمی برای او بوجود می اورد و این چالشی ست بزرگ میان عشق و وظیفه !

بخشی از رمان :امروز از آن جمعه های لعنتی ست ، همان ها که انگار با زمان هم سر جنگ دارند ، الحق که مقاومتشان ستودنیست ، چرا که برای تمام نشدن ،حتی با عقربه های ساعت هم دست به یقه شده اند و در این بین ، انسان هیچ چاره ای جز سرگرم کردن خودش ندارد ….

نیم ساعتی هست که روی کاناپه تپل و پفکی خودم ، دراز کشیده ام ، چشمهایم روی قاب عکس مامان و بابا میخ شده است ، پوزخندی روی لبم نقش بست ….. چرا در این عکس دو نفره هم اثری از من نیست ؟

 

 

دانلودرمان جنون بی قانون نوشته samira-mis کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :این داستان در راستای می گل نوشته شده

ولی نمیشه گفت ادامه ی می گل هست…در مورد عشق شهریار و عطرین که موانع زیادی پیش روشونه!!

بخشی از رمان :شالش رو دراورد و پرت کرد رو کاناپه

هیچ کس خونه نبود..حتما باز مادرش بیمارستان بود و پدرش هم که…..

-همیشه باید تنها باشم…من عمرا ازدواج کنم کار کنم!بچه ام چه گناهی کرده؟؟؟

خیار و از تو ظرف میوه تو یخچال برداشت و گاز گنده ای بهش زد…

آخ که عاشق این بی ادبیای تنهاییم…اگر الان مامان بود میخواست بگه برای یه دختر زشته دهنش اینقدر پر باشه!

 

 

 

دانلود رمان درجگرخاریست درخواستی کاربران نوشته نسیم شبانگاه کاربرانجمن نودهشتیا برای 

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :قصه نفس ، قصه یه مامان کوچولوئه، کوچولو به معنای واقعی … مامانی که تو سن کم مجبور شد مامان بشه. مادری که خیانت می بینه ، مصیبت می کشه و با درد هاش بزرگ میشه. درد هایی که مثل یک خار میمونن توی جگر. نه پایین میرن و نه میشه بالا آوردشون…

 

 

 

دانلودرمان قطرات نوشته آزاده کریمی کاربرانجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه:

نوا دختر یک روزنامه نگار معروف است، پدرش را به تازگی در تصادفی از دست داده اما به گونه ای عجیب و البته غیر مستقیم پدر با او در ارتباط است و از او خواسته ای دارد…این معما که این خواسته چیست و به چه ماجراهایی منتهی می شود به مرور در داستان باز خواهد شد.

بخشی از رمان :امروز اولین روز کاری من به عنوان عکاس در مجله ایه که روزی تو اونجا کار می کردی. هر چیزی که از این حرفه می دونم رو مدیون تو هستم…تو فقط نقش یه پدر رو برای من نداری…یه دوستی و البته در زمینه کاری یه منتقد سرسخت…اولین انتقادت رو از اولین عکسم هرگز فراموش نمی کنم…خدایا!! چقدر بهم بر خورد..

 

 

 

دانلودرمان آخرین یادگارنوشته نغمه فارسی زاده کاربرانجمن ایران رمان 

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :ویدا دختر بچه ی 5 ساله ای ست که از ابتدای زندگی چشم در خانه ی عموی معتادش گشوده و به گفته ی محمود پسر عموی بزرگش پدر و مادرش به آسمانها رفته و پیش ستاره شان زندگی می کنند.سیاوش هم پسر بچه ای هم بازی ویدا ست که در سن 6 سالگی پدرش او را به همراه برادر بزرگش راهی شهر کرده تا به مدرسه برود و درس بخواند.پس از رفتن سیاوش و تنها تر شدن ویدا، عمو صفر او را وادار به فروش مواد مخدر در پارکهای شهر می کند و این آغاز بدبیاری های ویداست.در یک شب سرد و تاریک دختر بیچاره برای حفظ عفت و جان خویش از خانه ی یکی از طرفین معامله ی صفر فرار کرده و ….

 

 

 

دانلودرمان تسلیم سرنوشتم نوشته  atiyeh.LOTFEE کاربر انجمن ایران رمان برای

موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه رمان :

همه چیز ازهمانجا اغاز شد از لحظه ی تولد نیایش 

تولد دختری مغرور و مملو از احساس های ناب 

دختری که به پاکی گلبرگ های گل های سرخ است 

وارد نظام و نیروی انتظامی میشود 

وبه دلیل اینکه بهترین نیروی زن است به ماموریت های بسیاری میرود 

اما اخرین ماموریتش زندگی اش را به چالش می انگیزد و نیرنگ های فروان او را تسلیم سرنوشت می سازد 

باعث میشود که نیایش دراین دنیای پراز گرگ 

طعمه ای چرب و نرم برای حیوان صفتان شود واز همانجا بود که او تصمیم می گیرد همرنگ جماعت شود 

گرگ …..بی احساس …..سنگدل 

این ماموریت نیایش را 

عاشق می کند 

قاتل می کند 

سنگ و سخت می کند 

و کاری می کند که نیایش سرسخت و مغرور بگوید : تسلیم سرنوشتم .

 

 

 

دانلودرمان پری بانونوشته  *Azin* کاربر انجمن ایران رمان برای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :

درد دارد بیگانه .. بیهوده .. بی دلیل .. بی کس عاشق شوی …

درد دارد از ازل تا به ابد درد بکشی و درد …

درد دارد همه ی دردهای بی درمان دنیا را پی درپی بچشی و روزگار لحظه ای به تو مجال احساس خوشبختی ندهد …

درد دارد عزیزترینت جلوی چشمانت اشک بریزد .. خون بگرید و تو نگاهش کنی …

درد دارد پری بانوی قصه باشی و تنها چیزی که نداشته باشی پر پرواز باشد و تنها کسی که نباشی بانو !!!

مقدمه : 

مگه بی عشقت می تونم ؟

تو رو باید برگردونم …

طاقتم کمه …

دیگه بسمه !

تو رفتی و بخاطرت به هرچی پشت پا زدم …

می خواستم از دلم بری 

ولی دوباره جا زدم …

چشام و بستم و فقط تو رو صدا زدم …

 

 

 

دانلودرمان زامبی های عروسک شیدا سیلاوی کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه رمان:

نرجس، توی اسپانیا به امید فردایی روشن، که قراره سالن آرایشی خودش رو افتتاح کنه، به خواب میره

محمدعلی هم مثل نرجس، اما توی ایران، با خستگی حاصل از کار، به خواب میره.

اما هردو؛ وقتی از خواب بیدار میشن، چیزی جز یه خیابون، وسط بیابون، که هیچ آدمی هم اونجا نیست پیدا نمیکنن!!!

بخشی از رمان :

"نرجس"(اسپانیا_مادرید)

به صورتشون زل زدم. باید باهاشون جدی باشم که کار رو خوب انجام بدن؛ یا اینکه مهربون و دوستانه رفتار کنم؟ نمیدونم. همه چیز بستگی به خودشون داره. ولی خب؛ نباید بداخلاق باشم. مخصوصا اینکه بعضیاشون، از من چندسالی بزرگترن …… باید روسفید شم جلوی بابا. این همه پول نذاشت که کار رو الکی بگیرم.

 

 

 

دانلودرمان خاکسترم نکن نوشته  لیدا1380 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :روایت زندگی تیارا…دختری که به قول خودش از جنس آتیشه و آتیش بازی رو دوست داره!!!

از محبت پدر و مادرش محرومه…و تلاش میکنه رو پای خودش وایسه!

آدمای زیادی دور و برشن…هم خوب،هم بد!…و تیارا خوب میدونه چجوری با این ادما کنار بیاد!

اما بین همه اینا…یه نفر،زندگیشو زیر و رو میکنه!درگیرش میکنه!…و تیارا به راحتی بقیه توانا به شناختش نیست!!

این ادم…بالاخره میشه یه زندگی جدید…یه رویای جدید…و یه درد جدید تو قلب شکسته تیارا!!

و قطعا گذر زمان…میتونه خیلی چیزا رو به آدم یاد بده!!

از اونطرف…روهام،متقابلا دچار همین قصه میشه…و این دو نفر تو دستای سرنوشت به بازی گرفته میشن…بازی ای که خوشی یا تلخی پایانش،هردوشونو میترسونه!!!

روایت دو زندگی…نه متفاوت،نه شبیه به هم!!!

 

 

 

دانلودرمان بهشت زیرپای همه مادران است ؟نوشته  allium کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل ،کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه:

داستان زندگی دختری ست که زیر سایه ی سنگین اشتباه یک "شخص" زندگی میکنه…

شخصی که هیچ جوره از زندگیش قابل پاک شدن نیست.

شخصی به اسم مادر…

 

 

 

دانلودرمان فراراز جهنم نوشته مژگان .س کاربرانجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه رمان

یکبار برای همیشه باید از این توفیق اجباری فرار میکرد…شاید اگر تنها نبود اگر آواره غربت نبود اگر پشتش به حمایتهای نیما گرم نبود هیچ وقت زندگی تو اون جهنم تلخو تحمل نمیکرد.

آوینا تنها که شد مجبور شد

در به در دنبال یه راه فرار گشت اما جز یه فرصت طلایی تو زندگیش رقم نخورد.

اون فرصت بله گفتن به مرد زخم خورده و عاشقی بود که بعد از سالها دوری به جهنمی برگشت که آوینا منتظر فرار از اون بود.

بله گفتن به سامانِ سرد و تلخ راه فرار نبود که هیچ بلکه کلید تلخیای زیادی رو زد…

 

 

 

دانلودرمان ملاقات سرنوشت ساز نوشته  m@hd!$79 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر،آندروید،تبلت ،آیفون ،آیپد

خلاصه :

تانیاوترنم دوخواهرمتفاوت ازهراخلاقی وعاشق یکدگرنددوقولوهای افسانه ای،درست سیبی که ازوسط نصف شده اند

ترلان خواهربزرگ والبته متاهل وخارج ازکشورزندگی میکند

تانیا شیطنت خودرا ازپدربه ارث برده ودرکارهایش بسیارجدی ومغروراست اما ترنم ساده،دلسوزوپاک ترازهرچیز…

آنها از آغوش مادری که هردختری به اونیازدارد, محروم بودند و پدرشان هم آنها را در سنین نوجوانی تنها گذاشته ودارفانی راوداع کرده.

با تنها شدن تانیا و ترنم, غم تنهایی و بی کسی شان, دوباره زنده می شه و با رفتن تنها پیشتیبان و تکیه گاه زندگی, خواهر بزرگشان یعنی ترلان, خیلی تنها می شوند و به هم خیلی وابسته می شوندو صمیمیت و عشق خواهرانه بین تانیا و ترنم بیشتر و قوی تر میشود تا جایی که بهم خیلی وابسته می شوند. خیلی بهم علاقه دارند و حتی نفس و جونشان به هم وابسته است..

داستان ماازاینجایی شروع میشودکه بعدگرفتن فارغ التحصیلی دررشته تجربی جشن کوچکی میگیرن اونم توی خونه ی دوستشون..

با کورس بستن تانیا و ترنم با بچه های دانشگاه, بازی شروع میشه که یه اتفاقی میفته وترنم با گاردریل برخورد میکندو درصدزنده بودنش کم است

امابا ورود یک نفر به زندگی دو خواهر تنها.., برگی جدید توی سرنوشت این دو خواهر ورق می خوره.. ملاقات با….

مقدمه

من ازاتفاق بینمان میترسم همچین چیزها یی که توفکرمیکنی بی اهمیت اند

لعنتی…..

اینهاچیزهایی هستندکه به راحتی می توانندمراعاشق کنند

 



برچسب ها