بوستان رمان

داستان کوتاه دختر چادری

داستان کوتاه دختر چادری ۱۴ تیر ۱۳۹۴

 

داستان کوتاه دختر چادری

 

 

دختری برای حل مسئله استاد رفت پای تخته ، لبه چادرش روی زمین کشیده شد ، پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت : بچه ها به شرفی بسپریم لازم نیست امروز کلاس رو جارو بزنه . کل کلاس به خنده افتادند . دختر خیلی اروم و جدی برگشت و رو به پسر گفت : پس کی میخواد تو رو جمع کنه ؟؟؟ این بار کل کلاس با صدای بلند خندیدند

 

بیوگرافی نویسنده

مدیر سایت بوستان رمان هستم دانشجوی رشته ی مهندسی عمران از دیار زاینده رود امیدوارم از خوندن رمان های این سایت لذت کافی رو برده باشین

مشاهده تمامی 843 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها
X بستن
X بستن